پخش زنده
امروز: -
دسامبر ۲۰۲۵، منطقه آمریکای لاتین و حوزه کارائیب بار دیگر شاهد اوجگیری خوی استکباری و سیاستهای مداخلهجویانه کاخ سفید است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در اقدامی که یادآور دوران تاریک کودتاها و لشکرکشیهای قرن بیستم در این منطقه است، دستور حمله مستقیم به اهداف دریایی و اعمال محدودیتهای شدید هوایی علیه جمهوری بولیواری ونزوئلا را صادر کرده است.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری صدا و سیما از کاراکاس، بهانه این تجاوز آشکار، ادعای مبارزه با تروریستهای مواد مخدر عنوان شده است، کلید واژهای تکراری که واشنگتن هرگاه قصد نقض حاکمیت ملی کشورهای مستقل را داشته باشد، از بایگانی وزارت امور خارجه خود بیرون میکشد.
تحولات اخیر در آبهای کارائیب، برای ناظران تاریخ سیاسی منطقه، یادآور خاطرات تلخ سال ۱۹۸۹ و تهاجم نظامی آمریکا به پاناما است، در آن سال نیز واشنگتن با توسل به پروندهسازیهای مرتبط با مواد مخدر علیه مانوئل نوریگا، بمباران و اشغال یک کشور مستقل را توجیه کرد. امروز، پس از گذشت ۳۶ سال، ماشین جنگی پنتاگون با همان منطق فرسوده، حاکمیت ونزوئلا را نشانه رفته است.
ادعای حضور اعضای باندهای مواد مخدر در قایقهای مورد هدف، بدون ارائه هیچگونه سند محکمهپسند بینالمللی مطرح شده است، تحلیلگران معتقدند که این اتهامات، تنها پوششی رسانهای برای مشروعیتبخشی به طرح فشار حداکثری و تلاش برای بیثباتسازی دولت قانونی نیکولاس مادورو است. دولتی که به علت ایستادگی بر آرمانهای انقلاب بولیواری و مخالفت با هژمونی آمریکا، همواره خاری در چشم نظام سلطه بوده است.
رفتار دولت آمریکا در روزهای اخیر مصداق بارز سردرگمی استراتژیک و بازی با حاصل جمع صفر است. از یک سو، ترامپ فرمان حملات هوایی و محاصره آسمان ونزوئلا را صادر میکند و تهدید به عملیات زمینی را روی میز میگذارد؛ و از سوی دیگر، با ژستی فریبکارانه از آمادگی برای گفتوگو دم میزند.
این تاکتیک که در ادبیات سیاسی به دیپلماسی قهرآمیز شناخته میشود، با هدف ایجاد رعب و وحشت در میان مردم و مسئولان ونزوئلا طراحی شده است. اما واکنش خونسردانه و مقتدرانه نیکولاس مادورو و حضور او در میان مردم، نشان داد که کاراکاس تسلیم این جنگ روانی نخواهد شد. مقاومت ونزوئلا بر این اصل استوار است که هرگونه مذاکرهای باید بر پایه احترام متقابل و توقف تجاوزات باشد، نه زیر سایه تهدید بمبافکنها.
ماجراجویی جدید آمریکا حتی صدای متحدان سنتی و دولتهای میانهرو در آمریکای لاتین را نیز درآورده است. رهبران منطقه، از گوستاوو پترو در کلمبیا تا لولا داسیلوا در برزیل، به خوبی دریافتهاند که نقض حاکمیت ونزوئلا، بدعتی خطرناک است که امنیت ملی تمام کشورهای منطقه را تهدید میکند.
بیانیههای هشدارآمیز مقامات مکزیک و کلمبیا نشان میدهد که پروژه امنیتیسازی آمریکا در کارائیب، نه تنها ثبات ایجاد نکرده، بلکه خطر بروز یک بحران انسانی و سیل مهاجرت را در مرزها افزایش داده است. عدم اجماع در سازمانهای منطقهای مانند CELAC نیز حاکی از شکاف عمیقی است که یکجانبهگرایی آمریکا در میان کشورهای قاره ایجاد کرده است.
در این میان، نگاهها به متحدان راهبردی ونزوئلا در بلوک شرق دوخته شده است. جمهوری اسلامی ایران، روسیه و چین که همواره در برابر تحریمهای ظالمانه غرب در کنار ملت ونزوئلا ایستادهاند، این بار نیز تجاوزات آمریکا را محکوم کردهاند.
با این حال، شرایط ژئوپلیتیک جهانی بر نحوه این حمایتها تأثیرگذار است. روسیه که خود درگیر نبردی سرنوشتساز با ناتو در جبهه اوکراین است، ضمن حمایت قاطع سیاسی و رد هرگونه ادعای آمریکا، بر ظرفیتهای دفاعی کاراکاس تأکید دارد. چین نیز با رویکردی مبتنی بر دیپلماسی و حفاظت از منافع اقتصادی، نسبت به عواقب شعلهور شدن جنگ در منطقه هشدار داده است.
موضع اصولی جمهوری اسلامی ایران، همانطور که از زبان مقامات وزارت امور خارجه بیان شد، محکومیت قاطع یکجانبهگرایی تهاجمی و حمایت از حق دفاع مشروع ملت ونزوئلا است. تهران تأکید دارد که ونزوئلا به عنوان یک کشور مستقل، ظرفیت و اراده لازم برای دفاع از تمامیت ارضی خود را داراست و دوران کودتاهای هدایتشده از خارج به پایان رسیده است.
آنچه در محاسبات اتاقهای فکر واشنگتن نادیده گرفته شده، نقش عامل داخلی در ونزوئلا است. برخلاف تصورات غرب، فشارهای خارجی در بسیاری از مقاطع منجر به تقویت همبستگی ملی و اتحاد میان ارتش و دولت ونزوئلا شده است.
تحلیلگران مسائل ونزوئلا بر این باورند که مادامی که نیروهای مسلح بولیواری بر عهد خود با قانون اساسی پایبند باشند و جریانهای مردمی در صحنه حضور داشته باشند، سناریوی تغییر رژیم از طریق مداخله نظامی، پرهزینه و محکوم به شکست خواهد بود.
تحولات جاری در کارائیب، آزمونی بزرگ برای نظام بینالملل است. آیا جهان بار دیگر اجازه خواهد داد که ایالات متحده با نادیده گرفتن منشور ملل متحد، قانون جنگل را بر روابط میان دولتها حاکم کند؟ آنچه مسلم است، کاراکاس در این نبرد ارادهها تنها نیست و جبهه مقاومت در برابر امپریالیسم، علیرغم همه فشارها، اجازه تکرار تاریخ و تبدیل شدن ونزوئلا به حیاط خلوت مجدد آمریکا را نخواهد داد. آیندهی این تنش نه در پنتاگون، بلکه در مقاومت ملتها و بیداری افکار عمومی منطقه رقم خواهد خورد.