پخش زنده
امروز: -
قائم مقام وزیر صمت در امور بازرگانی با بیان اینکه جلسات کارشناسی با مقامات عالی اقتصادی به طور مستمر برگزار می شود، گفت: این جلسات با حضور رئیس جمهور، وزیر اقتصاد، رئیس کل بانک مرکزی و وزیر صمت برگزار می شود تا به بازاری آرامتر و متعادلتر دست یابیم.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، آقای محمدصادق مفتح قائم مقام وزیر صمت در امور بازرگانی با حضور در برنامه «صف اول» به موضوع «برنامهها و اقدامات وزارت صمت در مدیریت بازار» پرداخت و به پرسشها در این باره پاسخ داد.
متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سوال: موافق هستید از نشست آقای رئیس جمهور شروع کنیم با فعالان اقتصادی و تجار و فعالان بازار این نشست چطور برگزار شد چه صحبتهایی شد، آقای رئیس جمهور چه گفت، مطالبه طرف مقابل چه بود و چه نتیجهای در بر داشت؟
مفتح: اصناف به عنوان بزرگترین تشکل اقتصادی کشور که در اصل حلقه آخری است که با عامه مردم سر و کار دارند میدانید که ما سه نوع صنف داریم صنفهای تولیدی توزیعی و خدماتی و اینها گستردهترین اگر همه را یک سرفصل عنوان کنیم گستردهترین بخش اقتصاد خرد کشور هستند اینها صنوف توزیعی آن صنوف در حلقه آخر زنجیره تولید قرار میگیرند نقطهای است که کالای نهایی منتقل میشود به خریدار صنوف تولیدی کارگاههایی هستند که همه در سطح شهر میبینید صنعتی نیستند ولی تولیدی هستند صنوف خدماتی هم که یک طیف وسیعی باز هم با مشتری نهایی اینها سر و کار دارند صنوف تولیدی شاید با مشتری نهایی سر و کار نداشته باشد یا کمتر سر و کار داشته باشند ولی در بخش توزیعی و خدماتی با مشتری نهایی که عامه مردم هستند سر و کار دارند پس هم به دلیل گستردگیشان و هم به دلیل تعددشان یعنی اگر ما اصنافهایی که تشکل بازرگانی و اقتصادی در نظر بگیریم بزرگترین تشکل اقتصادی کشور هستند در همه دنیا هم به همین کیفیت است بنابراین این اهمیتی که دارد مخصوصاً صنوف توزیعی و صنوف خدماتی اینها در اصل آن خیاطی هستند که میتوانند آبروی آن حلقههای قبلی را ببرند یا بخرند یعنی، چون سیاستهای اقتصادی کشور سیاستهای صنعتی کشور سیاستهای توزیعی کشور نقطه ملموسش برای عامه مردم در صنوف خدماتی است و دائم به مسائل اینها رسیدگی و بررسی کردند، چون کاملاً ملموس است، در بزرگترین واحد صنعتی یک اختلالی پیش بیاید یک طیف بسیار کمی از مردم متوجه میشوند شاید یک عده تحلیلگر اقتصادی و تحلیلگر بازار کمتر مطلع میشوند و برای اینکه ما یک اختلالی در صنوف توزیع داشته باشیم مشکل به سرعت در کمتر از چند ساعت به مصرف کننده نهایی که عامه مردم است منتقل میشود بنابراین رسیدگی به مشکلات اینها شنیدن صحبتهای ایناها و تلاش برای حل مشکلات اینها در ارتباطشان با سایر نهادها بحث مالیات دارند بحث گمرک دارند بحث برق دارند بحث گاز دارند حاملهای انرژی دارند این نوساناتی که است این ناترازیهایی که وجود دارد در تمام بخشها اینها تاثیر میگذارد در فعالیت اینها و این برای عامه مردم ملموس میشود همیشه مرسوم بوده که اینها نشستهایی با بالاترین مقامهای اجرایی کشور میگذاشتند امروز هم آقای رئیس جمهور تصمیم شان این بود که در یک نشست کاملا خودمانی و کاملا به صورت درد دلی و بیان مشکلات این فرصت را آقای رئیس جمهور در اختیار قرار دادند که صنوف و نمایندگان صنوف خدمتشان برسند و مسائل را عنوان کنند و این جلسه به حدی طولانی شد که حتی معمولاً ساعت ۱۰ شروع شد پیش بینی میشد که تا ساعت ۱۲ تمام شود آنقدر بحثها ادامه پیدا کرد و آنقدر بحثها جذاب بود مهم بود برای آقای رئیس جمهور، چون آقایان وزرایی که تشریف داشتند در این جلسه که حتی وقت اذان هم که شد تا ساعت ۱۲:۳۰ طول کشید و با یک صبر و یک سعه صدری آقای رئیس جمهور شنیدند مسائل را با آقایان وزرا که تشریف داشتند مطرح کردند یعنی تفویض کردند که در جهت حل مشکلات حرکت کنند و عرض کردم این اولین جلسهای نبود که بین اصناف آقای رئیس جمهور تشکیل میشد.
سوال: قبلش چه زمانی بود؟
مفتح: در ادوار مختلف این جلسات را داشتیم.
سوال: با آقای دکتر پزشکیان این چندمین جلسه بود؟
مفتح: این دومین جلسه بود که آقای رئیس جمهور بودند در ادوار گذشته هم کاملاً مرسوم بوده همیشه به دلیل گستردگی اصناف و به دلیل تاثیرگذاری بزرگی که نسبت به مسائل اقتصادی در جامعه دارند و واقعاً آن حمایتی که از نظام همیشه داشتهاند اصناف میدانید که تعبیری که حضرت امام (ره) به کار بردهاند به عنوان بازوان ستبر انقلاب حضرت امام اینها را نامیدهاند شما میدانید در کشاکش بحث انقلاب در سال ۵۷ هم همیشه جز گروههای پیشتاز اصناف بودهاند و در بحث جنگ در بحث پشتیبانی جنگ و حتی شاید در خود جنگ باز هم اگر نگویم که اینها یکی از پیشروترین گروهها بودند اینها و انصافاً خدمات بزرگی کردهاند مقام معظم رهبری هم بارها نشست داشتهاند با اینها بارها صحبت کردهاند و ایشان هم همین تعابیری مشابه تعبیر حضرت امام داشتهاند در مورد اصناف بنابراین شنیدن حرف اصناف رسیدگی به مسائل اصناف بالاخره اینها به عنوان یک واحد اقتصادی بحث مالیاتی برایشان بحث واردات و صادرات دغدغه است برایشان بحث نرخ ارز دغدغه است برایشان.
سوال: این جلسات منظم برگزار میشود؟
مفتح: در سطح آقای رئیس جمهور منظم نه اصلاً ضرورتی ندارد ولی در سطح طبیعتاً اینها از نظر نقطه اتصال به دولت در وزارت صنعت معدن و تجارت نقطه اتصال اصناف و بدنه دولت است شاید تا حالا در همین دولت آقای پزشکیان سه جلسه مفصل وزیر صمت با این دوستان داشتند که مشکلات را شنیدند مسائل را حل کنند.
سوال: تا به الان حل نشده بود؟
مفتح: مستمر است چیزی نیست که بگوییم حل شد و الحمدلله تمام شد یک مجموعه اقتصادی با یک گستردگی پویا است.
سوال: با توجه به اینکه چنین اعتراضات شکل گرفت این جلسه برگزار شد؟
مفتح: نه، اصلاً این اولین بار نیست و اولین بار نبود.
سوال: یعنی اگر این جلسات روتین و منظم برگزار شود علی القاعده باید وزارتخانه در جریان ریز مشکلات باشد و در صدد رفعش اهتمام کرده باشد؟
مفتح: همینطور است.
سوال: اگر کرده باشد چرا الان این اعتراضات شکل بگیرد؟
مفتح: نگاه کنید روتین که هر از چند گاهی وقتی مسائل متراکم میشود جلسه گذاشته میشود عرض کردم شاید در همین دوره آقای دکتر پزشکیان ۳ جلسه مفصل شخص آقای وزیر صمت با این آقایان داشتم مثلاً مشکلاتی داشتند در مورد بحث مالیات ارزش افزوده جلسهای را آقای اتابک داشتند با رئیس مالیاتی نمایندگان اصناف هم بودند یک هماهنگیهایی شد گامهای خوبی هم برداشته شد دوباره در ادامه همین جلسه هم باز هم آقای رئیس جمهور فرمودند که آن جلسات را داشته باشید و بنا شد با محوریت وزارت صمت آن جلسات باشد با آن واحدهایی که اینها نگران هستند نیاز به یک هماهنگی با آنها دارند ما صنوف خدماتی داریم که اینها با سایر بخشها مثلاً مثل تولید کننده مواد اولیه اینها باید هماهنگی شود میخواهم عرض کنم که این یک بحث مستمری است که همیشه این طیف وسیع ما ۳ میلیون واحد صنفی است در این پراکندگی جغرافیایی سراسر کشور با این تنوع کارهایی که دارند طبیعتاً این همیشه بوده و همیشه هم خواهد بود هر از چند گاهی با محوریت وزارت صمت این جلسه برگزار میشود.
سوال: الان راضی رفتن از جلسه بیرون صاحبان اصناف یا یک تعداد قول و وعده گرفتند و رفتند و تا جلسه بعدی عملیاتی چه اتفاقی افتاد؟
مفتح: آقای رئیس جمهور دستور دادند که یک نگرانی آقایان روی بحث مالیات بود با این وضع رکود اقتصادی و بحثهایی که الان وجود دارد و یک جوری کسب و کارها رونقی که در گذشته بوده نبوده یک نگرانی داشتند در مورد بحث مالیات که آنجا مثلاً آقای رئیس جمهور به وزیر محترم اقتصاد فرمودند که با سازمان مالیات جلساتی گذاشته شود باز هم با محوریت وزارت صمت گذاشته شود و یک تفاهمی برسند و به یک ارقامی برسند در اینجا بحث بحثی است که همیشه بوده و همیشه هم خواهد بود اینکه بگوییم یک بحثی است مقطعی ما یک جلسه میگذاریم به چهار تا توافق میرسیم الحمدالله حل میشود این کارها انجام میشود آن توافق انجام میشود ولی به این معنا نیست که این تا دراز مدت نیاز به تکرار این جلسات نداریم.
سوال: اگر یک مسئله حل شود دیگر نیاز به تکرار مجددش نیست مالیاتی را یک بار مطرح میکنند حل میشود میرود بعد یک مسئله دیگری ولی هر جلسه اگر راجع به مالیات صحبت میکنند یعنی حل نشده دیگر؟
مفتح: نه، شکلهای دیگری به وجود آمده مثلاً چی الان بنابراین است که ما در مورد زنجیرههای تولید اینها بیایند به صورت مالیات ارزش افزوده مالیات بر ارزش افزوده مبتنی بر این است که شما بتوانید کل کالا را رصد کنید تمام این حلقهها از مواد اولیه تا بازار نهایی ن وقتی میآید در بحث صنف قرار میگیرد، چون با عامه مردم طرف است الان مالیات بر ارزش افزوده یک مشکلی پیدا میکند اینکه ما در قیمتهایی که برای این در نظر گرفتیم آیا این مالیات در آن دیده شده دیده نشده آیا ما الان، چون بنا است قیمت در سراسر کشور ثبت شده در مورد کالا باشد حتماً شما نمیپذیرید که مثلاً آبعلی آب گازدار آبعلی به طور مثال در یک نقطه از کشور تولید میشود مثلاً در یک روستایی نزدیک تهران بین تهران و شمال این قیمت باید ثابت باشد دیگر در تهران که چند کیلومتری آنها و چه در مازندران که چند کیلومتری آنجا است با شیراز و اصفهان با بندرعباس قیمتش یکسان است هزینهها که یکسان نیست اینها موردهایی است که بعضی وقتها بین سازمان مالیاتی که میخواهد ارزش افزوده را حساب کند که از آن مالیات بگیرد ن مورد بحث قرار میگیرد که ما هزینه حملمان چقدر است شما این را اضافه کنید در شرایطی ما حمل و نقل تجاری مان هر از چند گاهی اتفاق میافتد حمل و نقل تجاری ما به دلیل افزایش صادرات به دلیل افزایش واردات با کمبودهایی در زنجیره حمل و نقل وارد میشود هزینه حمل و نقل چقدر است یک عامل متغیر است در حالی که قیمت فروش این ثابت است قیمت درب کارخانه هم ثابت است یعنی در یک بازده تعریف شده که شما از درب کارخانه دارید مثلاً همین آبعلی که شما مثال زدید و قیمت مصرف کننده در آن درج شده باید نوشته شود شما یک موقع مصرف به نام تهران دارید که در چند کیلومتری این کارخانه است یک موقع مصرف به نام شیراز دارید یک موقع به نام اصفهان دارید یک موقع مصرف به نام بندرعباس دارید و یا هر کالای دیگری تخم مرغ گوشت اینها در یک نقاط معدود و انگشت شماری تولید میشوند در یک گستره بزرگی توزیع میشود این مورد مناقشه همیشه قرار میگیرد، چون محاسبات متفاوت است یک زمانی با بحث ریش سفیدی خود روسای اصناف اتحادیههای شهرستانها هماهنگی در سطح فرماندارها در سطح استاندارها زیادی از اینها رفع و حل میشود یک بخشی باقی میماند که جنبه ملی به خودش میگیرد باید در سطح بالاتری این مسئله مطرح شود میخواهم عرض کنم که نوع کار اصناف اصلاً ذات کار اصناف ذاتی است که متغیر است، چون تابعی از شرایط بقیه بخشهای اقتصادی کشور است حمل و نقل شما وقتی مختل میشود و وقتی بار زیادی روی آن میآید و آنها میروند سراغ کالاهای صادراتی که طبیعتاً برایشان انگیزه بیشتری دارد یک بخشی از حمل و نقل تجاری داخلی مختل میشود یا زمین میماند پس یک بخشی از کشور ممکن است در یک کالای به خصوصی یک کمبودهایی ایجاد شود این میشود ریشه همین مسائل در همه دنیا هم وجود دارد فکر نکنیم که ما فقط در ایران این مسائل را داریم.
سوال: واقعاً این چالش در دنیا هم وجود دارد یعنی کشورهای دیگر هم درگیر این مسائل هستند یک موضوعی مثلاً مثل تخم مرغ مرغ در سطح ملی دچار چالش است که برای آن تصمیم بگیرند؟
مفتح: خیر، یک بحث تولید داریم یک بحث توزیع داریم این اصلاً متفاوت از بحث تولید یک بحث دیگر است آیا تخم مرغ به اندازه کافی تولید شده مرغ به اندازه کافی تولید شده یک اخباری نوشته بود که مثلاً یک زمانی جوجه یک روزهها را در چاه میریزند شنیدیم اخبارش را این کجاست آنجاست که تولید مرغ اقتصادی نیست کسی که مزرعه مرغداری دارد جوجه یک روزه را نمیخرد و جوجه ریزی کند به اصطلاح که تولید مرغ کند چرا، چون بازار را نگاه میکند و میبیند که بازار اشباع است قیمت قیمتی نیست که هزینههای این را بتواند بپوشاند، چون بازار رقابت است بنابراین قیمتش برای جوجه ریزی کم میشود و شما میبینید که هر از چند گاهی ما این اخبار را داریم که جوجه یک روزهها را در چاه میریزند، چون جوجه یک روزه وقتی تولید میشود در جوجه کشی نمیتواند باقی بماند باید برود در مزرعه باید برود در مرغداری دیدید شبانه هم حمل میکنند اینها را تا صبح هم نمیتوانند صبر کنند، چون جوجه غذا میخواهد حجم زیادی غذا باید باشد هم میشود و میرود در مزرعه اگر این مرغداری که الان مرغ را ریخته با توجه به قیمت بازار نتوانسته به حلقه بعدی که کشتارگاه است به قیمتی که برایش اقتصادی است بفروشد به دلیل اینکه کشتارگاه هم به بازار نتوانسته اینها فیدبک بازار است دیگر، چون نتوانسته بفروشد مثلاً سری قبل که جوجه ریزی کرده مرغش را به قیمت بدی فروخته به قیمت غیر اقتصادی، چون ناچار بوده بفروشد پس جوجه ریزی نمیکند سری بد جوجه ریزی که نمیکند ما یک خسارتی میبینیم از نظر معدوم کردن جوجههای یک روزه و بعد این در کوتاه مدت است در میان مدت این میشود حالا تولید کم میشود قیمت در بازار میرود بالا میخواهم عرض کنم که این هماهنگی بین این بخشهای اقتصادی یک ضرورت مستمر است.
سوال: میخواهم بگویم که در دنیا هم این اتفاقات به همین شکل تنظیم میشود یعنی ما مثلاً داریم که جوجههای یک روزه را مثلاً معدوم کنند این اتصالها درست برقرار نشود تنظیمش دچار مشکل شود قیمتش یک دفعه برود بالا اینکه در برخی از کشورها نه کشورهای اروپایی در کشورهای منطقه مثلاً فرض کنید عربستان اینهایی که حاجی هستند و میروند میآیند میگویند که مثلاً من ۱۰ سال پیش رفتم عربستان فلان کالا را این قیمت خریدم الان هم میروم هنوز همان قیمت است هیچ فرقی نکرده است اولاً اینکه این چالشها فقط برای ما است و واقعاً در دنیا آنها هم بابت همین ماجراها اینقدر داستان دارند؟
مفتح: شما زمانی که فقط مصرف کننده هستید، چون مثال عربستان را زدید عرض میکنم شما فقط غالباً مصرف کننده هستید شما منابع متعددی برای خرید دارید میتوانید قدرت انتخاب دارید تولید کننده مثلاً من مثال بزنم ترکیه را که همسایه ما است این مسئله ممکن است به دفعات، چون دولت سیاستهای پشتیبانی دارد یعنی وقتی این شرایط پیش بیاید خود دولت بخشی از اینها را میگیرد حالا یا ذخیره سازی میکند یا به عنوان این کمکهای خیریه به کشورهای فقیر میدهد دولت هزینه میکند این مطلب را ما اینجا این بخش عاملی که مازاد را جمع کند و بعد خودش یک فکری برایش کند و کمبود را به سرعت بیاید در بازار تزریق کند این عامل تنظیم بازار شاید بخشهایی از دولت بعضی از وقتها به دلیل مسائلی که در ارز دارد مسائل مختلفی است که این نقش را دولت به خوبی نمیتواند بازی کند وگرنه اگر این بحث اگر به عنوان عامل تنظیم کننده در آن زمان که مازاد تولید است جذب میکند ذخایر استراتژیک ما در زیرساختهای قانونیمان همه اینها است پیش بینی شده یعنی ما اینها را در قوانینمان داریم ولی در واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی که در بازار اتفاق میافتد این مسائل یک مقدار دستخوش تغییرات میشود حالا کمبود بودجه حالا آن محدودیتهایی که است وگرنه مثلاً ما شرکت پشتیبانی و امور دامداری که اصلاً وظیفهاش همین است این اصلاً باید زمانی که مازاد است جمع کند و موقعی که کمبود است بریزد در بازار به این صورت عمل کند ما این عناصر را داریم ولی به دلیل مشکلاتی که است شاید آن نقش خودش را بازی نمیکند این را هم عرض کنم این نوساناتی که شما در انتهای زنجیره در کف بازار میبینید این سرمنشا در حلقههای قبلی است، چون دلایل خاص خودش را دارد این تعبیر که این ناشی از سوجوی بخشی از دلالها است ناشی از سودجویی آن مغازهدار است ناشی از کم فروشی فلان عامل توزیع است نفی نمیکنم ممکن است درصدی از این باشد ولی درصد عمدهتر آن ناشی از آن به هم خوردن آن عرضه و تقاضا و آن تعادلها است که خدمت شما دلایلش را عرض کردم.
سوال: وظیفه دولت است، درسته؟
مفتح: بله، دولت باید به عنوان ناظر یعنی آن نهاد تنظیم کننده عرض کردم ما پشتیبانی امور دام را داریم که اصلاً وظیفهاش همین مطلب است این ساختارهایش است و خیلی وقتها هم اینها عمل میکنند و عملهای موفقی هم میکنند من نمونههای فراوانی دارم آن زمانی که این مکانیزمها خوب عمل میکنند که کم هم نیست متعدد این موارد را داریم و مشکلی در بازار نمیبینید، چون مشکلی نیست کسی احساس نمیکند که اتفاقی افتاده میگوید که این طبیعی است دیگر و نباید هم عامه مردم این احساس را کنند ولی اگر شما به عنوان رسانه ملی بخواهید من این را برای بینندگان شما که احتمالاً در این چیزها تخصصیتر میخواهند ورود کنند دارم توضیح میدهم وقتی شما به عنوان دولت نظارت میکنید با این مکانیزمها سعی میکنید خروجی را مثلاً ما یک شرکت پشتیبانی امور دام داریم وظیفه ذاتی این است زیر نظر وزارت جهاد کشاورزی هم است در آن زمانی که مازاد است جمع کند در زمانی که کمبود است به بازار تزریق کند و این کار انجام میشود بحرانهای بزرگ را رد کردهایم.
سوال: که قیمت افزایش پیدا نکند ولی باز افزایش پیدا میکند؟
مفتح: نگاه کنید یک بار شما افزایش را ناشی از افزایش قیمت فی نفسه بد یا خوب است.
سوال: ببینید وقتی میگویید تنظیم بازار من مصرف کننده کاری ندارم که این افزایش ناشی از کمبود است تنظیم نشدن صادرات و واردات است افزایش نهادههای دامی است ارز در مملکت کم است اصلاً من مصرف کننده من میگویم که امروز گوشت را رفتم خریدم مثلاً این قیمت فردا شده این قیمت اینجا پس تنظیم درستی در بازار اتفاق نیفتاده به هر دلیلی وظیفه تنظیم بازار هم بر عهده دولت است اینطور تحلیل میشود؟
مفتح: همینطور است نگاه کنید میخواهم عرض کنم که این تصور پیش نیاید که بازار متولی ندارد و رها شده است اصلاً این نیست ما این بحثها را داریم حالا مسئولان وزارت جهاد کشاورزی دقیقتر میتوانند بیایم توضیح بدهند من حالا بحث را به آن سمت میبرم، چون من طبیعتاً مسئولیتم در یک بخش دیگری است ولی خواستم این مثال را بزنم برای شما که دقیقاً دولت موظف است و وظیفه دارد که این جذر و مدهای اقتصادی را در داخل خودش با هزینه خودش جذب کند به بازار کمتر منتقل شود بعضی وقتها از آن حد فراتر میرود مثلاً مشکلات ارزی ما سایه میاندازد روی تامین نهادهها سایه میاندازد روی تامین مواد اولیه یک تاثیری روی بازار نهایی خواهد داشت آیا میخواهیم بگوییم که این ناشی از یک کوتاهی در بخش این حلقههای مختلف تولید تا مصرف نهایی است لزوماً نه.
سوال: ریشه یابی که میکنیم باز یک جاهایی باز هم این اتفاق میافتد مثلاً در همان تامین ارز بالاخره تنظیم بازار ارز هم بر عهده دولت است یعنی بالاخره آنجا هم باز نقش دولت است که اگر ارز کم آمده روی قیمت نهاده تاثیر گذاشته که تهش گوشت حالا گوشت در حوزه وزارتخانه شما نیست شما، چون گفتید مثالهایمان گوشتی میشود ولی تهش قیمتش میرود بالا ولی باز آن هم ریشهاش؟
مفتح: از کالا است دیگر عین مرغ، عین لبنیات، فرقی نمیکند یک محل تامین دارید یک مصرف دارید اگر محل تامین به مراحلی که خارج از اراده شما است مختل شود شما چه کار میکنید ورودی کم میشود دیگر.
سوال: ولی اگر از اراده شما خارج نباشد چی؟
مفتح: اون یک حرف دیگری است، الان جنابعالی در جریان این بحث اقتصاد کلان ما هستید این بحث توطئههایی که در اطراف کشور دارد شکل میگیرد نقش آمریکا این تحریمهای سازمان ملل این روی چی تاثیر میگذارد روی ورودی دلار تاثیر میگذارد مگر غیر از این است.
سوال: ولی همش هم این نیست؟
مفتح: همش این نیست من میگویم این عاملهای متعددی است که متاثر در این زمینه است و بعد از همه مهمتر این است که شما باید بازار را پیش بینی پذیر کنید برای فعال اقتصادی، فعال اقتصادی همیشه به درستی بدترین سناریو را فرض میکند، اگر غیر از این روش که باشد آن فعال اقتصادی نیست، یک کارمندی است مثل بنده و شما، فعال اقتصادی شم اقتصادی اش را به کار میگیرد و این زوایا را سعی میکند بررسی کند، ما اگر برای این آینده قابل پیش بینی را طولانیتر کنیم، این با اعصاب آرامتر و با برنامه ریزی متینتر کارش را انجام میدهد، ولی اگر ممکن است خارج از اراده باشد، یعنی مسائل بیرونی باشد، بحث تحریم و بحث جنگ و این بحثهایی که است، اگر این ما عمق زمان قابل پیش بینی برای فعال اقتصادی کم کنیم، یعنی فعال اقتصادی نداند یک ماه دیگر و ۱۵ روز دیگر چه اتفاقی میافتد، هر چقدر این افق دید فعال اقتصادی کمتر شود، او سعی میکند خودش را در سیوسایت قرار دهد، سعی میکند ریسکش را منتقل کند به حلقه بعدی، این طبیعیترین کاری است که میتواند کند، نه میشود مزمتش کرد یا خورده گرفت، این طبیعیترین کاری است که میکند، ما باید این طرف ابزارهایی به کار ببریم که هم افق دیدمان را طولانیتر کنیم و اگر اتفاقی افتاد این گپ ناشی از این زیاد و کم شدن را پر کنیم.
سوال: الان دولت دارد این مجالها را استفاده میکند؟
مفتح: الان مکانیسمها و سازمانش است.
سوال: یکی از نقدها خیلی جدی غیر قابل پیش بینی بودن اقتصاد و آینده اقتصاد است، چطور ابزارش را داریم ولی همچنان نمیتوانیم پیش بینی کنیم؟
مفتح: مهمترین فاکتور اقتصادی ما بحث تأمین دلار یک علامت سوال بزرگ روی آن است، چه مقدار، به دلیل این تحریمهای ظالمانه که انجام میشود.
سوال: این همه تحریم نیست، بحث برگشت ارز حاصل از صادرات، این بحثهای ۱۱۷ و ۱۲۰ میلیارد دلار مطرح میشود که اینها به تحریم ربطی ندارد؟
مفتح: وزن اینها چقدر است.
سوال: بحث اقتصادی میکنیم؟
مفتح: بحث اقتصادی میکنیم، حتما درصدی از فعالان اقتصادی رانت جو هستند، بخشی از فعالان اقتصادی ما دنبال استفاده از این خلاءها هستند، این است، در هر کشوری است، در کشور ما هم است، نهادهای نظارتی بازار ایجاد شده است برای مهار این افراد، ولی اینها یک اقلیتی هستند، ممکن است روی درصدش بنده و شما به یک تفاهمی نرسیم، چه درصدی هستند، ولی درصد کمی هستند، ولی تاثیرگذارند، در جامعهای که بازار بحث روانی مهمترین عامل است، مهمترین عامل است، من همیشه این مثال را زدم، اگر جامعه نگران شود از آینده روغن نباتی، هر خانه خانم خانه دار به آقاش بگوید، آقا شنیدم روغن وضعش دارد خراب میشود، یک حلب ۴ و نیم کیلویی بخر، میگذاریم کنار آشپزخانه، خراب نمیشود، ضرر ندارد، در شهر تهران ۳۵ هزار تن یک کشتی اقیانوس پیما روغن از سطح بازار جمع میشود، ۴ و نیم کیلویی، ۴ و نیم کیلویی میآید کنار، بازار بحث روانی اش برای حلقههای تولید و بحث مصرف کننده بحثهای مهمی است، یکی از وظایف دولت برای این ساختار گذاشته است، مثلا آقای جوجه ریز، جوجه ریز، اگر قیمت تمام شده مرغت کم آمد، من مرغ تو را میخرم، سوبسید میدهد دولت و است، ممکن است در سرعت عمل ما یک گلایههایی داشته باشیم، ولی مکانیسم هاست و بودجه هاش پیش بینی شده است.
سوال: خارج از اراده میگوییم من سازوکارش را دارم و ابزارش را دارم و امکانش است ولی این از حوزه اختیار من خارج است و نمیشود کاری کرد؟
مفتح: این طور نیست، اگر مثلا ما از نظر مالی، لجستیکی، پشتیبانی کنیم مثلا شرکت پشتیبانی امور دام، هر مقدار مرغ که رسید و تولید زیاد شده، رسید به دامنه زیان، این خرید و ذخیره کرد که کف قیمت را نگه دارد، بارها انجام شده است در این چهل سال گذشته و همین الان هم انجام میشود، آن کشاورز دغدغه ندارد و آن کسی که تولید مرغ دغدغه ندارد، چون میداند اگر بازار نخرید به این حد قیمت مشتری است و میخرد برای آن، پس مشکل ندارد و تولیدش انجام میدهد، آن جایی مشکل میخورد از نظر محدودده بودجه کماهو حقه آن وظیفهای که دارند در زمانی که باید انجام دهند، انجام نمیدهند، نه لزوما تعلل مدیریتی نیست، لزوما کارشکنی نیست، دلایل خاصل دیگری دارد، اصلا مواد این تحلیل و این چیزها بشوم، این واقعیت اقتصادی ما، آن مرغدار نگران میشود و جوجه نمیریزد، جوجه که نریخت، قیمت ارزش کم میشود و قیمت میرود بالا، قیمت که بالا برود، تمام مرغداران سری بعد شروع میکنند به جوجه ریزی، قیمت یک روزه میرود بالا، پس قیمت مرغ میرود بالا، بعد به حدی اینها قیمت تمام شده مرغ میرود بالا، به حدی اینها همه باهم دیگر هم زمان مثل تودهای، چون عمل میکنند، همزمان تولید را بردند بالا، قیمت دربازار میآید پایین و یک عده متضرر میشوند برای دو سه دوره جوجه ریزی، این که متضرر شد برمی گردد سر اول کار، حالا دیگر جوجه نمیریزد، این بار بازار صدمه.
سوال: این مدام تکرار میشود دیگر؟
مفتح: چند بار، شما خاطر دارید به عنوان مصرف کننده، به دلیل این است که آن نهادی که گذاشتیم این ضربهها و امواج از بازار بگیرد، مثلا شرکت پشتیبانی دام که باید میخرید، الان با شرکت شان صحبت کنید، تعیینهای بودجهای و لجستیک دارند که نتوانستند در موقع بروند و این را بخرند، تولید مخصوصا تولید یکی از نقیصههایی که بحث مرغ را کردیم من خدمت شما عرض کنم، نقیصههایی که ما داریم این است که ما تولیدمان خردمحور است، یعنی ما بنگاههای کوچک انبوهی داریم تولید میکنند، به جای این که مثلا یک بنگاه اقتصادی وقتی بزرگ شد، میتواند برای خودش دانش پیش بینی آینده را بگیرد و چهار نفر بگذارد تحلیل بکنند، عدد و رقم و قیمتهای جهانی، چون اقتصاد، خرد محورست کسانی که تولید میکنند، نگاه شان فققط به بازارداخلی است، در این مرغ تمام همسایههای ما غیر از ترکیه واردکننده مرغ هستند، عراق، کشور حاشیه خلیج فارس، پاکستان، افغانستان، کشورهای سی آیای که این بالاست، ترکمنستان، ازبکستان، آذربایجان همه اینها واردکننده مرغ هستند، پس یک بازار بزرگ داریم برای صادرات.
سوال: چرا استفاده نمیکنیم؟
مفتح: خیلی استفاده نمیکنیم، چون تولید مرغ ما خرد است، بحث بسته بندی بحث بسیار مهمی است و بعد حجمی که بتوانید قیمت بدهید، او نمیتواند منتظر باشد که شما منبع، او از منبع قابل اطمینان خرید یک سالش را میخواهد بکند، چون تولیدمان تولید خرد است.
سوال: دولت نمیتواند بخرد و تجمیع کند در قالب شکل واحدی صادر کند که دولت، دولت مقابل مطمئن است که از کی میخرد، قیمت مشخص دارد؟
مفتح: اگر این جا رفت که تجربه شده است، رفت قرارداد بست، خوردیم به دوران کمبود مرغ، ما در برنامه ۵ ساله که الان فعال است.
سوال: عملا این هیچ وقت درست نمیشود؟ چون همیشه یک چالش این جوری دارد دیگر؟
مفتح: شما شاهدید الان ما در برنامه ۵ ساله که الان فعال است، برنامه ۵ ساله چندمی است، سومی یا چهارمی که الان است، گفتیم که شما اصلا ماده قانونی است این جا، برای تنظیم بازار نمیتوانید مانع صادرات شوید، یک دفعه به تنقاض چند ماه پیش برخورد کردیم، ما یارانه میدهیم به علوفه، زیاد هم، میلیاردها تومان یارانه میدهیم، شیری که تولید میشود بخشی از این یارانه توش است، کرهای که از این تولید میشود، بخشی از آن توش است، اگر ما یارانه هم میدادیم، این کره قیمتی که الان است، نخواهد داشت، چون صادرکننده ارزی است، این را آزاد میفروشد، این مواجه میشود، چون قیمت تمام شدهای دارد، این خیلی به صرفه است که در ایران توزیع نکنم و صادرات کنم، این از صادرات این بهرهای نبرده است، از تفاوت نرخ تولید و این چیز، یک دفعه مواجه میشویم با یک پدیده که حجم عظیمی از کره صادر میشود و ما کره در فروشگاهها نداریم، اتفاق افتاد، چند ماه پیش اتفاق افتاد این مطلب، باز هم این دلیلش همان بحث تولید خرد ماست، چون اگر تولید بزرگ داشته باشیم، هم دولت به راحتی میتواند با آن بشیند و صحبت کند و برنامه ریزی کند برای هم صادرات و هم وارداتش، بعد ما نیاز به این که این شیر ما، بعدش آن و آف داشته باشد، قابل تنظیم نباشد اصلا خارج میشویم ما، اصلا در اقتصاد آن و آف اصلا معنا ندارد، تا امروز آزادست و از فردا بسته میشود، پس فردا آزاد میشود، یا در میوه نگاه کنید همین بحث است، میخواهم عرض کنم ما چندین مشکل در اقتصاد خوردمان داریم، ریشه مشکلات در قسمت کلان است، یکی همین تولیدهای کوچک و کوچک غیر اقتصادی است، ما تولیدمان مخصوصا در کشاورزی تولید خوردست، نگاه کنید، این آلاکلنگ سیب زمینی پیاز هرسال اتفاق میافتد، غیر ازاین است، چون دو تا کش رقیب هستند، یکی یک سال پیاز کم و گران میشود، چون کشها رقیب همدیگر هستند، این زمین کشاورزی میتواند پیاز بکارد، سیب زمینی بکارد، اینها رقیب هم از نظر کشت، هرسال الاکلنگی پیازمان کم است و گران است در بازار مشکل داریم، سیب زمینی به حدی کاشتیم که کشاورز مشکل دارد، سال بعد درست عکس میشود، حالا سیب زمینی ما کم میشود و پیاز فراوان، این ریشه در خردمالکی دارد.
سوال: منظورتان این است که ما، چون ساختار تولیدی مان خردست، عملا دولت هم خیلی امکانی برای تنظیم این بازار ندارد؟
مفتح: چرا نه که ندارد، نگاه کنید.
سوال: خیلی اثرگذار نیست؟
مفتح: اثرگذار هم است.
سوال: اگر اثرگذار است و سازوکارش رادارد، نباید این اتفاق بیافتد؟
مفتح: اثرگذار هم است و من مثال سیب زمینی و پیاز و اینها، یعنی ما نهادهای شان را داریم، پیش بینی نهادها در آن مدیریت دولت وجود دارد، در وزارت جهاد کشاورزی، دوستان میتوانند بهتر توضیح دهند خدمت شما، نهادها را داریم ولی با یک واقعیتی روبه رو هستیم به اسم نظام خرده مالکی، این بزرگترین عارضه ماست، شما نگاه کنید این خرده مالکی.
سوال: هیچ وقت نمیتوانیم این را درست کنیم؟
مفتح: باید تصمیمات گرفته شود.
سوال: کجا؟
مفتح: در یکی از سطوح مدیریتی عالی کشور، اصلا قبل از انقلاب خاطرتان باشد، کشاورز حق نداشت خودش تصمیم بگیرد چی میکارد و حق نداشت زمین، همه زمینها مشاع بود، دهه چهل وقتی این اصلاحات ارضی انجام شد، اجازه ندادند خرد بشود زمینهای کشاورزی، شما الان در شمال بحث برنج، تکنولوژی کاشت برنج ما، چون من از نزدیک دیدم این مطلب را با پاکستان و هند کاملا یکسان است، همین سیستم کاملا دستی و سنتی، قالبش را گفتم، آن جاهم است مثلا چهل یا ۱۰ درصد ولی درقیمت نمیتوانیم با هند و پاکستان رقابت کنیم برنج را، چون آنها اجازه ندادند که زمین خرد شود، در قالب شرکت تعاونی مالکیت شان را، اجازه ندادند خرد شود، شالیزار ما متوسط آن تا پنج شش سال پیش نیم هکتار بود که این فاجعه است، شمال از این کرتها متوجه میشوید که این کرتها یعنی پرت، حداقل ۱۰ درصد پرت زمین کرتهای مرزبندی است، بعد، چون زمین خورده، نمیارزد شما بروید دنبال اصلاح بذر، در حالی که همین تکنولوژی کشت ما خیلی متفاوت از هند و پاکستان نیست، به طور مشاع دو هکتار زمین دارد.
سوال: برای مخاطبی که این ساعت گفتگوی ما را نگاه میکنید و میگوید که آقای دکتر مفتح خیلی عمیق راجع به مباحث اقتصادی و تنظیم بازار صحبت کردند، سفره مردم کوچک شده و معیشت دچار مشکل است اینها بحثهای علمی و اقتصادی درست، الان میفرمایید، چون خودمحورست تولید ما، عملا خیلی ظرفیت این ندارد که کار ویژهای انجام دهد چه برای صادرات یا هر اتفاق دیگری، الان چه باید بکنیم و دولت چه نقشی دارد این وسط پس، برای این مخاطب ما الان پاسخ شما چیست؟
مفتح: این به عنوان مشکلات بخش تولید بود، میدانید دولت در شرایط بسیار سختتر از این هم در دوران جنگ تحمیلی بود و آن بحثها بود، ما هم درآمد ارزی مان به مرابت کمتر بود، دولت باید اداره میکند و الان هم دولت اداره میکند، یک سری واقعیت هاست ولی به این معنا نیست که دولت نمیتواند کاری انجام دهد، همین الان که در خدمت شما هستیم، اگر مداخله دولت در بحث برنج با واردات نبود حتما الان ما قیمت برنج به شدت رفته بود بالا.
سوال: الان معتقدید به شدت بالا نرفته است؟
مفتح: میتوانست از این بالاتر برود.
سوال: چقدر دیگر؟
مفتح: مگر شما میتوانید انتها بگذارید برای قیمت یک کالا، به تدریج از سبد خارج میشود، برویم روی بحث کشاورزی.
سوال: چون معاش مردم بحث کشاورزی است.
مفتح: در وزارت صمت کارهای صنعتی و کارشناسی انجام شود، بحث به این جا کشیده شد، این وظیفه دولت است و دولت کاستیها را انجام میدهد، الان اگر واردات برنج یا ذرت یا نهادهها نبود، الان حتما قیمت خیلی بیشتر از اینها بود.
سوال: الان باید خوشحال باشیم از قیمتهایی که در بازار است؟
مفتح: حتما نه، ولی این احساس نباید از طریق رسانه ملی داده شود که دولت رها کرده است.
سوال: مگر چنین احساسی رسانه ملی میدهد؟
مفتح: این سوال این تلقی میکند که یک کم کاری اتفاق میافتد.
سوال: این توضیح میدهم که شبهه ایجاد نشود، من سوالاتی که در ذهن مردم ایجاد میشود، اگر شبهه پاسخ قانع کننده داده شود که از بین برود، من شبهات مطرح میکنم، شما پاسخهای متقن بدهید که مخاطب ما رفع شبهه شود این القای شبهه نیست؟
مفتح: من تمام استدلالهایی که دادم، نحوه سوال کردن در ابتدای بحث که سعی کردم خیلی، چون یک ذره لحنها تغییر کرد، جواب من هم تغییر کرد، یعنی شبهه مچ گیری و این بحثها پیش میآید، شبهه من نپذیرفتم، آن زمان که من ریشههای مطلب را به شما گفتم، حتی در محدوده کشاورزی که قاعدتا در محدوده کاری من نیست، نکته این است که ما فعال اقتصادی چه تولیدکننده، چه توزیع کننده و چه فروشنده در این سه حلقه عمده، اگر بازار ما برای آن پیش بینی پذیرکنیم، آن خودش را با آن تنظیم میکند، اگر بازار به دلایل مختلف پیش بینی پذیر نباشد، آن فعال اقتصادی همیشه بدترین سناریو را برای خودش فرض میکند، این عامل اغتشاش در بازارست و این عاملی است که بازار را بهم میزند، این هم میتواند احتکار خانگی را شکل بدهد و هم احتکار صنفی و هم احتکار تجاری، ما مثال هر خانواری هر روغن، این نگرانی ایجاد شود، فقط کافی است هر واحد صنفی ده تا، بیست تا حلب روغن بگذارد کنار که قابل کشف هم نیست.
سوال: میگذارد هرجا.
مفتح: بالای پشت بام و یک جایی میگذارد، یک دفعه کمبود ایجاد میشود، مسائل آن جایی که با عامه مردم طرفیم، مسائل اقتصادی حتی اقتصاد کلان گره میخورد با آن باورهایی که در اجتماع است، آیا جامعه ملتهب است، آیا جامعه پیش بینی اش از جامعه بهتر یا بدتر از امروز است، این جا است که جایگاه یک سازمان مثل صدا و سیما به شدت حیاتی و پررنگ میشود اینجا، من تشکر میکنم که صدا و سیما به عنوان یک وظیفه ملی انجام داده است مطلب را، چون حمایت کند و نگرانیها را کم کند، تنشها را کم کند و دولتهای منتخب با هر منش سیاسی و هر سلیقه سیاسی همیشه سازمان صدا و سیما به دلیل مسئولیت ملی که دارد، این را شهادت میدهم، به عنوان کسی که حداقل سی سال در این عرصهها بودم همیشه در دولتهای مختلف و مشربهای مختلف صدا وسیما وظیفه ذاتی اش بوده است که حمایت کند، در این که موضع انتقادی یا موضع انتقال مشکلات دارد که باید هم داشته باشد، ولی از آن طرف به عنوان عنصری که هیچ وقت این نقش را نداشته است صدا و سیما همیشه نقش توجیه کننده و بیان واقعیات و ایجاد آرامش در بازار، این را من شهادت میدهم، به عنوان کسی که بیست، سی سال درگیر این بحثها بودم، ولی این بحث ها، یک بحثهای بالاخره کارشناسی خدمت شما میکنیم که در این بحث کارشناسی آنی که شما از این دلیل نشست امروز خواستم بگویم این گره خوردگی اقتصاد خرد با اقتصاد کلان، تصمیمهای کلان اقتصادی با آن چه در سفره مردم اتفاق میافتد، اینها کاملا به هم تنیده است، نیاز به کمی جلساتی است که این فیدبکها و بازخوردها داده شود، مسائلی مطرح شده است، وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی و وزیر صمت در جلسه تشریف داشتند، یعنی مقامات بزرگ اقتصادی در جلسه بودند و خود آقای رئیس جمهور به عنوان رئیس قوه مجریه در جلسه بودند و برای همین بوده و بحث آزادی درگرفت و این مسائل گفته شد و عنوان شد و تصمیمات هم گرفته شد، بنا شد کارگروهی به طور مستمر این کار را ادامه دهد، یک گلایههایی از بحث مالیات بود، آقای وزیر اقتصاد دستور دادند که یک گروهی مسئله کار بکنند، مالیات اصناف و اینها، این هماهنگی و این جلسات تبادل این مسائل با همدیگر یک وجه ضروری همیشه هم بوده و ادامه هم خواهد داشت، به معنای یک اتفاق عجیب و غریب و یک نگرانی عجیب و غریب در بازار اصلا نیست و یک کار عادی است، یعنی تصور ایجاد نشود که یک نگرانی آقای رئیس جمهور احساس کنند، حالا گفتند بیایید بنشینید مشورت کنند، نه، قبلا همین جلسه داشتند و به طور مستمر است، در سطح وزرا، در سطح خود رئیس جمهور و هم در سطح خود آقای معاون اول در سطوح مختلف مدیریتهای ارشد کشور این جلسات با فعالان اقتصادی است و با اتاقهای بازرگانی که تبادل نظرها انجام شود و با هماهنگی بیشتر مردم شاهد بازار آرامتر و متعادل تری باشند.