پخش زنده
امروز: -
نغمه مستشار نظامی تازهترین اثر خود را به آقای شهید ایران تقدیم کرد.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، نغمه مستشار نظامی، از شاعران شناختهشده کشور، در ترکیببندی بهمناسبت تشییع رهبر شهید انقلاب، به رثای آقای شهید ایران پرداخت.
سروده مستشار نظامی را میتوانید در ادامه بخوانید:
تشییع کردهایم هزاران هزار سرو
آزاده سرو، بیکفن و بیمزار سرو
تشییع کردهایم هزاران گل رشید
هردم دوباره میدمد از این دیار سرو
تشییع کردهایم دل بیقرار را
در راه عشق سبز شده بیشمار سرو
تشییع کردهایم، ولیخاک تا کنون
هرگز ندیده بود چنین ماندگار سرو
هرگز ندیده بود زمین و زمان به خود
بعد از عروج نیز چنین سایهدار سرو
دنیا ندیده بود گره کرده مشت خود
در قلب انفجار شود ذوالفقار سرو
هرگز ندیده بود جهان این چنین شگفت
در خاک و خون تپیده ولی استوار سروای سرو سربلند که خوش میروی ببین
در سوک توست جامهدر و اشکبار سرو
هر قطرهای ز خون تو سروی رشید شد
مانده است از تو در دل و جان یادگار سرو
پیش از تو تک درخت لب جویبار بود
از تو گرفته است چنین اعتبار سرو
سخت است باورش که نمیبینمت دگر
سخت است فکر رفتنتای شهریار سرو
از ریشه تو کوه وطن مانده استوار
تاریخ مینویسد از آن سرو ماندگار
پیوند خورده راه سترگ تو با علی (ع)
هم نام و هم کلام:علی، هم وفا: علی
روح خدا دمیده به جان جهانیان
مبعوث کرده بر دل عالم تو را علی
شاگرد حکمت تو حکیمان روزگار
عرفان توست آینهی کبریا، علی!ای از تبار نیک پیام آور خداای گفته رازهای مگو با خدا، علی!
هم حافظ شریعت حق بودی از نخست
هم از محدثان و هم از اولیا، علی
در دست توست نبض قلم،ای امام عشق!
خون تپنده در نفس واژه ها: علی
با ما بگو از آنچه که دیدی در آسمانای همنشین سفرهی آلعبا، علی!ای قامت رفیع تو، چون سرو ماندگار
طوفان کجا و نام بلندت کجا؟! علی!
ایمان تویی، امین تو و امن و امان تویی
ایران تویی که رهبری و رهنما، علی!
ایران تویی که خون عزیزت به خاک ریخت
تا خاک را کند به نظر کیمیا علی!
هر خطبهی تو پشت عدو را شکسته استای در مسیر دین و وطن جانفدا، علی
ایران تویی، همیشه بمان، تا ابد بمان
ایران تویی دوباره بخوان خطبه، یاعلی!
ایران سربلند بمان و بلند شو
با جوشن دعای علی، بی گزند شو
خورشید سر بلندِ به خون خفته، یا حسین
محشور گشته روح عزیز تو با حسین (ع)
اهل و عیال و بیت تو در آتش یزید
میسوخت آنچنان که دل خیمه ها، حسین
مظلومی آنچنان که علی (ع) در شهادتش
بیتاب وصل دوست، چو خون خدا: حسین (ع)
ماه محرم آمده دلتنگ روضهایم
عالم فدای آن سر از تن جدا حسینای جانفدای عشق وطن، رهبر شهید
امسال برده است تورا کربلا حسین
امسال در حسینیهی دل قیامتیست
پوشیده است بار دگر بوریا حسین
یک نوگل شهید به خون خفته آمده
گهوارهی حسینیهها شد دوتا، حسین
همراه زینباند دو بانوی خون کفن
امسال تو شهیدی و صاحبعزا: حسین (ع)
امسال تو شهیدی و دلها اسیر غم
امسال داده داغ دلت را شفا حسین
آقای مهربان حسینیهی امام
ما را کشانده با غم تو تا کجا حسینای کاش بین روضه تو برگردی از سفر
با اشک شوق و آه بگوییم: یاحسین!
تنها تویی که حال مرا درک میکنیای با غم شکستهدلان آشنا حسین (ع)ای دل محرم آمد و آن مهربان نبود
«ما را به سختجانی خود این گمان نبود»
ماییم و قلب سوختهای، بیقرار تو
تا روز حشر، خونجگر و داغدار تو.
چون شمع زندهایم در آتش، میان خون
همچون چراغ لاله به راه مزار توای اشک بی شکیب بر این شعلهور ببارای بغض کهنه، رفته ز کف اختیار تو
صدها هزار جان گرامی فدای دوست
صدها هزار آینه چشم انتظار توای عشق بیقرار شهادت، قرار عشق
خورشید شعله ور تویی و ما غبار تو
مشتت نشانهای ست از آن راه ماندگار
انگشتر عقیق یمن، یادگار تو
گلهای سرخ سوی مزارت روانهاند
بال فرشته ریخته در رهگذار تو
پیر و جوان، کبوتر و کودک، گلاب و گل
آمیختند با نفس مشکبار تو
جان را چه شد که لایق وصلت نمیشود
میخواستم که یار تو باشم نه بار تو
خون شد دلم به یاد شهیدان بیت نور
«دل را قرار نیست مگر در کنار تو»"
جان را به راه دوست فدا کردهای عزیز
این خاک را همیشه دعا کردهای عزیز
امسال از ده رمضان، دل محرم است
این کوچهها پس از تو حسینیهی غم است
بعد از تو شعر، طفل یتیمیست یاعلی
در وصف تو هرآنچه بگوید غزل کم است
وقتیرقیه عمهی زهرای کوچک است
یعنی بساط روضهی مادر فراهم است
یعنی تمام شهر تو را گریه میکنند
یعنی تو رفتهای و جهان غرق ماتم است
آن روضههای زخمی مکشوفه را بگو
بیت شهید، کربوبلایی مجسم است
دست عزیز تو همه جا رهنمای ما
مشت تو تا همیشه نگهدار پرچم است
این خاک سرخ تا به ابد وامدار توست
اندوه ما ز داغ فراقت دمادم استای روضه خوان به یاد شهید از وطن بخوان
«گویا عزای اشرف اولاد آدم است»
داغ غزل پس از «نه اسفند» کم نشد
پشت قلم شکست و پس از تو قلم نشدای الامان ز کوفه و از شام الامان
شرمندهایم نزد تو یا صاحبالزمان (عج)
شرمندهایم، یاور خوبی نبودهایم
جاماندهایم از سفر و رفت کاروان
صبح شهادت آمد و آن شهسوار رفت
طوفان وزید و ریخت گل و رفت باغبان
طوفان به غنچه رحم نکرد و به خاک ریخت
عطر گلاب پر شده در هفت کهکشانای کاش با خبر شده باشد دلم که باز
آن زائر همیشگی آمدبه جمکرانای کاش نیمهی رمضان زود میرسید
چیزی نمانده بود به دیدار شاعرانای کاش با تو همسفر کربلا شود
او که دلش میان حرم داشت آشیان
در سجده اش به تربت خونین چه رفته بود
وقت سحر مقابل آن چشم خونفشان
همچون حسین (ع) آمد و همچون حسین (ع) رفت
ما ماندهایم و داغ دل و بغض جاودان
مولا در این مصیبت عظما چه میکنی؟
« ما بی تو خستهایم تو بی ما چه میکنی؟ »